
سرو کهنم بشکست، از باد سیه رنجید
با آن همه زیبایی، یکباره به خون غلتید
عمری به شکیبایی بر خاک وطن سرسبز
آخر ز غم ایام، از پای فرو پیچید
طوفان به جفا آمد، بر قامت سروْ. آزاد
آتش به رگانش زد، آن قامت خوش لرزید
هفده سده از عمرش. بگذشته در این ایام.
مشهوربشد آخرچون جام می جمشید
در هشتمِ خردادِ هشتادُ دو شمسی
بشکست تنش دیگر.ازناله به خودپیچید
برخاک شهیدرویید یک سروِ بلندآواز
بردامن آبادی آن سرو دگرخندید
برخاک تنش رویید ریحان وشقایقها
کز خاک شکست او، گلهای امید روئید
آزاد بزی، چون سرو، با طوف به پیکار آ
تا نام تو در گیتی، جاوید شود جاوید
علی شریفی
برچسب:
نویسنده: یاسین اکبری